الشهيد الثاني (مترجم: جناتى شاهرودى)
49
مسكن الفؤاد (آرام بخش دل داغديدگان) (فارسى)
من هستند كه مرا دوست دارند و من نيز آنان را دوست مىدارم ، آنان به من مشتاقند و من نيز به آنان اشتياق دارم . آنان ( هميشه ) به ياد من و من به ياد آنانم . آنان به من نظر دارند و من هم به آنان نظر دارم . اگر راه آنان را بپيمايى تو را نيز دوست مىدارم و گر نه دشمنت خواهم شد . آن صديق عرض كرد پروردگارا ! علامت آنان چيست ؟ خداوند فرمود : آنان در روز چشم به سايه مىدوزند همان گونه كه چوپان مهربان چشم به گله خود مىدوزد ، و به آرزوى غروب آفتابند همان گونه كه پرنده به هنگام غروب به آرزوى بازگشت به لانه خويش است . همين كه شب فرا مىرسد و تاريكى آنها را در بر مىگيرد و بسترها گسترده و تختخوابها برافراشته مىگردد و هر دوستى با محبوب مورد علاقهء خود خلوت مىنمايد آنگاه آنان رو به من مىايستند و با كلام من با من مناجات مىكنند و به راز و نياز مىپردازند و به خاطر نعمتهايى كه به آنها دادهام ، گاهى فرياد مىزنند و گريه مىكنند و گاهى ناله و شكايت مىنمايند و اين را در حال نشسته و ايستاده و در حال ركوع و سجود انجام مىدهند . مىبينم كه به خاطر من چه رنجى را تحمل مىكنند و مىشنوم كه از محبت من ( و در فراق ) چه شكايتها دارند ، كمترين چيزى كه به آنها عطا مىكنم سه چيز است : 1 - قدرى از نور خودم را در دل آنان مىاندازم كه در پرتو آن از